تبادل نظر

https://forum.radiobina.net/public/new/img/user-square.svg
تعداد پست: 1
35 بازدید
عنوان تاپیک

؟؟

سلام هرچی فکر کردم باید داستان از آخر به اول بگم بهتره..یه روز جمعه بود با همسرم خونشون بودیم (خونه مادرزنم هنوز نامزدیم و اینکه من جمعه با دوستام میرم بیرون ولی اون روز چون همسرم تنها بود بهش گفتم نمی رم ) بعد مدتی خانمم گفت احتمالا امروز پسر خاله ام به من زنگ بزنه چون شماره مادرم رو اشتباه سیو کرده و صبح به من زنگ زده و من شماره رو براش فرستادم ولی چون کمی حول و گیجه احتمال می دم دوباره زنگ بزنه(مادر خانومم و خواهرشون برای طبابت به شهرستان رفته بودن و همسرم گفته بود که پسرخاله اش به خاطر ابنکه شماره مادرش خاموش است او به همسر من به اشتباه به عنوان شماره مادر همسرم زنگ زده تا جویای حال مادرش شود ) ...یه چند ساعتی گذشت حدود ساعتای پنج بعد از ظهر بود که دیدم گوشی خانومم یه تک زنگ خورد پسرخاله اش بود بعد چند دقیقه دوبار تک زنگ زد دیگه به خانوم گفتم زنگ بزن بببن چیکار داره به همسر اعتماد داشتم تا اون روز. بعد زنگ زدن همسرم گوشی همسرم گرفتم و پسرخاله اش گفتم اگه تنهاییی بیا اینجا گفت نه می خوام برم جایی کار دارم بعد همسرم گفت دوباره اشتباه زنگ زد. .. یه هفته بعد پنج شنبه بود و من و همسرم به دوساعتی بود که با هم بودیم تو خونشون که مادر خانوم هم اومد و وقتی اومد دیدم می گه دست بند پسرخااله اینجا چیکار می کنه یه دفعه همسرم هوو شود اول گفت خونه خالشه بعد دوبار گفت دسبند رو اشتباه تو کیف شما یعنی مادر خانومم جا گذاشته دیگه من شک کردم کم کم همه چی داشت برم روشن می شد راستش دکتر من از این سه سالی که ازدواج کردیم نزدیک دو سال ونیمش رابطه جنسی نداشتیم و هروقت می خ استم بهش نزدیک بشم خودشو به کمر درد و شگم درد می زد و می گفت سوزش وژن دارم و عفونت دارم منم چون نمی خواستم اذیت بشه دیگه اصرار نمی کردم و چندین و چند متخصص بردمش بهترین متخصص هایی که بود ولی می گفت خوب نمی شم و اینجور حرفا تا همین اواخر گفت منو دوباره ببر متخصص زنان بعد دیدم براش آزمایش hpv نوشته در صورتی که پارسال هم پاپ اسمیر و همین آزمایش ها رو انجام داده بود بهش گفتم من و تو کع ببشتر از دو سال با هم رابطه نداریم چطور متخصص برات hpv نوشته پارسالم که انجام دادی گفت چون شمال بودبم می ترسم که من رو از توالت عمومی ها گرفته باشه یه ..کم کم داشت دوهزاریم میفتاد آخه موقع که باهم دور می دادیم می گفت به هروقت تونستی برای من باید واکسن hpv بگیری . اولین بار که بهش گفتم که بعد اون تماس ها و دسبند توضحیات منطقی نبوده یه دفعه زد زیر گریه و نفس نفس می زد که تو داری به من توهین می کنی و اینجور حرفا بعد دوبلره ازش پرسدم که تو از کجا چند ساعت قبل می دونستی که پسر خاله بهت زنگ می زنه گفت صبح به اشتباه زنگ زده و من شماره خاله رو براش فرستادم بعد احتمال دادم دوبار زنگ بزنه منم چون پرینت حسابش داشتم دیدم هیچ تماس یا پیامکی نبود تو تاریخچه و اینکه هفته بعد که دستبند خونشون بود پسرخاله اش باهاش تماس گرفته بود .خیلی سعی کردم یه جور دیگه به قضیه نگاه کنم و اینکه دیگه نمی تونم بهش اعتماد کنم

۱۴۰۴/۱۱/۱۹، ۱۸:۴۹

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید
کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات انجمن درد دل رادیو بینا می باشید
جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته
داغ ترین های تاپیک های 2 روز گذشته
داغ ترین های تاپیک های امروز