تبادل نظر

https://forum.radiobina.net/public/new/img/user-square.svg
user_46553904
تعداد پست: 10
951 بازدید
عنوان تاپیک

نمیدونم اسمش اعتماد به نفس پایین باشه یا ترس از دست دادن

سلام وقت بخیر من متوجه شدم وقتی از یکی خوشم میاد همش بهش محبت میکنم تا جذبم شه بعد که صمیمی شدیم چ حسی داشته باشم چه نه خیلی حسود و حساس میشم و رو حرکات طرف زوم میشم واسه چیزای مسخره قهر میکنم جدی میشم سیاست میکنم اوایلی همش شاد باشیم و بخندیم تموم میشه و همش قهر و دعوا لجبازی و همش میخوام حرف حرف خودم باشه با اینکه تو رابطه نیستیم همش طرف مقابلم رو ناراحت میکنم نمیدونم شاید چون اون احساس مالکیت رو ندارم نمیدونم چرا شاید حس میکنم اینجوری چالش میشم براش و بیشتر میاد سمتم اصلا همخ اون انرژی مثبتا و حال خوبیای اویل از بین میره از یه طرف هم اصلا دوس ندارم کسی که دوسش دارم ناراحت باشه ازم و همش کنارم ناراحت باشه و وقتی سوار یک رابطه نباشم و نتونم مدیریت رو دست بگیرم و اون کنترل گری از طرف من نباشه احساس ضعف میکنم و اعتماد به نفسم میاد پایین

۱۴۰۴/۰۲/۲۲، ۰۹:۴۶
A Radio Bina
عضویت : ۱۳۴۸/۱۰/۱۱
تعداد پست: 1

درود بر شما ، اول از همه اینو بدون که احساساتی که تو توصیف کردی، برای خیلی‌ها آشناست، مخصوصاً کسانی که در کودکی یا نوجوانی، تجربه‌ی خاصی از نبود امنیت عاطفی، طرد یا کنترل شدن داشتن. پس قضاوت نکن خودتو، بلکه کنجکاو باش که ریشه این احساسات از کجاست. بذار از دید نوروساینس بهش نگاه کنیم: وقتی از کسی خوشمون میاد، سیستم پاداش مغز فعال میشه؛ یعنی دوپامین ترشح میشه و ما احساس هیجان، امید و انگیزه می‌کنیم. تو این مرحله، ما معمولاً مهربون‌تر، بخشنده‌تر و شادتر می‌شیم، چون مغز در فاز “جذب و پیوند” قرار داره. اما وقتی رابطه وارد مرحله صمیمیت میشه، آمیگدالا (مرکز احساس خطر در مغز) بیشتر درگیر میشه، مخصوصاً اگر در گذشته، تجربه‌هایی مثل رها شدن، بی‌مهری یا رد شدن داشته باشیم. در این صورت، مغز ما ناخودآگاه می‌ترسه و شروع می‌کنه به رفتارهای محافظتی مثل کنترل، حسادت، حساسیت، یا حتی قهر. چرا این اتفاق میفته؟ چون ذهن ناخودآگاهت می‌گه: «اگه کنترل نکنم، شاید از دستش بدم. اگه قوی و لجباز نباشم، شاید ارزشمو نفهمه.» در واقع، این‌ یه تلاش برای حفظ رابطه‌ست، ولی با ابزارهایی که بیشتر تخریب می‌کنن تا بسازن. حالا چیکار می‌تونی بکنی؟ 1. آگاه شدن از الگوهات همین‌که اینا رو فهمیدی، یعنی قدم اول رو برداشتی. باریکلا. حالا باید هر بار که این حس حسادت یا کنترل‌گری اومد، متوقف بشی و از خودت بپرسی: «الان دارم از چی می‌ترسم؟ ریشه این نیاز به کنترل چیه؟» 2. تقویت خودارزشی وقتی خودت رو باارزش بدونی، لازم نیست با کنترل دیگران، ارزش خودتو اثبات کنی. اعتماد به نفس واقعی یعنی اینکه بدونی حتی اگه طرف مقابلت هم نره طبق میل تو، تو هنوز دوست‌داشتنی و کافی هستی. 3. بازسازی ارتباط با احساساتت به جای قهر کردن یا سیاست بازی، یاد بگیر احساساتتو مستقیم ولی محترمانه بیان کنی. مثلاً بگی: «وقتی فلان رفتار رو دیدم، حس کردم نادیده گرفته شدم.» نه اینکه با سرد شدن یا قهر، طرفو مجازات کنی. 4. پذیرفتن عدم کنترل کامل رابطه‌ی سالم یعنی دو نفر کنار هم، نه یکی بالا و یکی پایین. مغز ما آرامش و لذت بیشتری از روابط مشارکتی و صادقانه می‌گیره تا روابط قدرت‌محور. توصيه ميكنم دوره هاى رايگان آكادمى انلاين راديو بينا بخصوص دوره تله هاى زندگى رو طى كنيد موفق باشيد https://radiobina.net/archive/workshops

۱۴۰۴/۰۲/۲۴، ۱۹:۲۵

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید
کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات انجمن درد دل رادیو بینا می باشید
جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته
پر بازدید ترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های 2 روز گذشته
داغ ترین های تاپیک های امروز