تبادل نظر

https://forum.radiobina.net/public/new/img/user-square.svg
user_86662162
تعداد پست: 2
29 بازدید
عنوان تاپیک

دوراهی بخشش یا ...

حدود ۵ سال پیش با یه دختر وارد رابطه شدم اولین تجربه و شروع پا گذاشتن روی خیلی از تابو ها و اعتقاداتم رابطه پر از شور و عشق اما با مخالفت خانواده ها دختر هم به بهانه خوب شدن وضعیت مالی خودم ازم خاست خاستگاری نرم و منم نرفتم تا حدود دو سال پیش توی خیابون یه گوشی غیر از گوشی خودش دستش بود و داشت حرف میزد من مطرح کردم اونم انکار کرد و مدعی شد اشتباه بوده و من دوستش داشتم و باور کردم و دوباره مطرح نکردم خلاصه گذشت و رابطه همچنان پا برجا تا ۶ ماه پیش گوشی خودش اومد دست من و بعد دیدن پیام ۸ نفر غیر من روی گوشیش با محتوای صبر بخیر و ... همزمان باپیامهایی که برای من فرستاده شده شکم دوباره بر خیانت شروع شد و بعد کلی گریه و زاری گفت که پیامها مال دخترعموشه و چون گوشی دخترعموش رو پدرش گرفته مجبوره با این گوشی پیام بده بعد دو سه روز اصرار اون بر داستان دختر عمو من باور کردم و دوباره با دلیل دوست داشتنم و سعی بر عدم قبول کردن خیانت رابطه ادامه پیدا کرد حدود دو ماه پیش یدونه سیم کارت اضافه تو کیفش دیدم و گفت سوخته و بازم باور کردم تا کمتر از یکماه پیش اتفاقی دیدم سوار یه ماشین شد توی تایمی که نیم ساعت قبلش بمن گفته بود میخام استراحت کنم من ماشین رو دنبال کردم و رسیدم و جلوشو گرفتم و دختر ۲۳ ساله نشسته بود جلو ماشین یه مرد ۵۷ ۸ ساله از توی ماشین گفت داییمه و من کنار رفتم و ماشین رفت صد متر جلو تر و دختر پیاده شد و سراسیمه و طلبکارانه اومد گفت داییم بوده و آبروش رو بردم و .. که من اینجا باور نکردم و گفتم اگر دایی بود برخورد میکرد و ازش شماره داییش رو خواستم و با اصرار من شماره راننده رو فرستاد و قبل از زنگ زدن گفت حقیقتش مزاحم مادرم بوده خاستم مادرم زندگیش خراب نشه من قرار گذاشتم که بگم دست از مزاحمت برداره (که بعدا متوجه شدم پلاک ماشین جعل بوده و اگر نمیرسیدم شاید هر اتفاقی میفتاده) خلاصه با راننده هم صحبت کردم گفت اشتباها سوار کرده و .. من شک کردم و رفتم پیش دختر عمو جریان پیاما رو مطرح کردم که اونم گفت دختره دروغ میگه و پیاما از خودشن و بعدم رفت خونه مسئله رو گفت خانواده دختر منو حضوری خواستن منم رفتم توضیح دادم پدر مادر دختره معذرت خواهی کردن و تشکر کردن و دختر هم جلو خانواده گفت من رو دوست داره ومنم بخشیدمش و برگشتم دو سه روزی گریه زاری که من ولش نکنم و گفتم این مورد خیانت بوده و من چون دوستت دارم نادیده میگیرم که یکباره بعد دو سه روز التماس اون ورق برگشت و زنگ زد گفت منو نمیخاد با این دلیل که آبروش رو جلو خانوادش بردم و محرم راز اون نبودم همچنان از من پذرش اشتباه خودم در خصوص خانوادش و اون اصرار بر نخاستن من و مدعی بر اینکه اشتباهی نکرده تا هفته پیش برای اینکه بتونم توی ذهن خودم اون رو تبرعه کنم که خیانت نکرده تعقیبش کردم که بهم زنگ زد گفت متوجه شده و اگر ادامه بدم سوار ماشین میشه و رفت سوار یه ماشین غریبه شد منم دوباره زنگ زدم به پدرش و گفتم چنین اتفاقی افتاده که دختر توی چند دقیقه بعد اومد پیشم و گفت که به پدرش بگم اشتباه دیدم و بعد اصرارو قول گرفتن بر حل مسئله این کار رو انجام دادم خلاصه هنوز اون طلبکار و من اصرار میکنم که این مسائل رو فراموش کنیم تا شاید از اول رابطه شکل بگیره من توی دوراهی گیر کردم که ببخشم یا نه خیانت میکنه یانه خلاصه شرایط روحیم جوریه توی کمتر از یکماه ۹ کیلو وزنم کم شده چون نه خاب درست دارم نه بخاطر تهوع عصبی غذا میتونم بخورم توی مغز من پر از سوالهاییه که نمیتونم جوابشون رو پیدا کنم براش کم نزاشتم روحی و مالی و حتی جنسی با حفظ شرایط دختر بودنش اما چند روز پیش توی صحبت هاش گفت که ۵ سال کاریم نکردی و من جواب دادم که چون برای هوس نخاستمت برای ازدواج بوده که به جوابم خندید کمک میخام برای تصمیم گرفتن درست برای اشتباه نکردن دوباره. ببخشم یا نه تلافی کنم یانه ولی هنوز دوستش دارم تب کنه براش میمیرم چون همه دارایی من این دختر بوده و هست نمیخام از دستش بدم نمیخام به خودش صدمه بزنه

۱۴۰۵/۰۳/۱۰، ۱۸:۰۶

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید
کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات انجمن درد دل رادیو بینا می باشید
جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته
پر بازدید ترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های 2 روز گذشته
داغ ترین های تاپیک های امروز